الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

459

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

الحمد للّه ليس لى فرس * و لا على باب منزلى حرس و لا غلام اذا هتفت به * بادر نحوى كأنه قبس ابنى غلامى و زوجتى امتى * ملكتها الملاك و العرس غنيت باليأس و اعتصمت به * عن كل فرد بوجهه عبس فما يرانى ببابه أبدا * طلق المحيا سمج و لا شرس [ 1 ] « خدا را شكر كه نه اسبى دارم ، و نه در خانه‌ام پاسدارى دارم و نه غلامى دارم كه هرگاه او را فرياد بزنم ، همچون جرقهء آتشى به طرف من بيايد پسرم غلام و همسرم كنيز من است كه هم مملوك من است و هم همسر من با همين بيچارگى از هر فردى كه چهره‌اش را در هم كشيده بىنيازم و بدان چسبيده‌ام ! پس هرگز مرا در خانهء چنان شخص بىحيا و ناهنجار و بدخويى نخواهى ديد . » براستى ابو العيناء ، از اسباب و متاع دنيا چيزى در اختيار نداشت نه اسبى ، نه خدمتگزارى و نه كنيزى بلكه پسرش را به جاى غلام و همسرش را به جاى كنيز گرفته و با همه بيچارگى و تهى دستى ، شرافت نفس ، او را از ثروت و مال بىنياز كرده بود . از جمله ادباى عصر عباسيان كه با همهء فقر و بيچارگى زير بار سلطهء عباسيان نرفت ، حمداوى بود ، اينك به سخن او گوش مىدهيم تا از فقر و تنگدستى خويش براى ما سخن بگويد : تسامى الرجال على خيلهم * و رجلى من بينهم حافية فان كنت حاملنا ربنا * و الا فارجل بنى الزانية [ 2 ] « مردم به اسبهايشان مىنازند و پاهاى من در آن ميان برهنه است

--> [ 1 ] معجم الادباء : 7 / 71 . [ 2 ] ديوان حمداوى : ص 88 .